۱- در سالهای پس از جنگ تحمیلی اولویت منطقه ما و حتی کشور، سازندگی و توسعه اقتصادی بود و بالطبع ارزش اقتصادی بالای فعالیتهای تجاری و صنعتی در منطقه سبب شد که در حوزه حفظ محیت زیست با چالش هایی روبرو باشیم که بروز پدیده کشند قرمز نمودی از این چالش ها بود . محیط زیست در نگاه شما چقدر دارای اولویت است ؟

من معتقدم حفظ محیط زیست هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری پایدار است و این نگاهی است که در همه جای دنیا دنبال می شود . ما هم در حوزه دریا ، هم خشکی و هم در حوزه آب و هوا دچار چالش های زیست محیطی هستیم که بخشی از آن ناشی از تحولات جهانی است و بخش عمده ای هم بدلیل نبود پیوست زیست محیطی در اجرای پروژه های توسعه ای مان بوده است . پسماندها و آلودگی های صنعتی و شهری حوزه بندرعباس ، مصرف بی رویه و مدیریت نشده منابع طبیعی و زیست محیطی ، تخریب زیستگاههای طبیعی و …. از مهمترین مشکلات زیست محیطی هرمزگان هستند. این مشکلات نه تنها سلامت شهروندان را به خطر انداخته که حتی ادامه حیات سایر موجودات زنده منطقه را دچار بحران کرده است . حفظ محیط زیست و ذخائر زیستی باید اولویت اول هر جامعه ای باشد .بندرعباس به عنوان یک مرکز جمعیتی بزرگ ، بخش عمده ای از فاضلاب خود را به دریا می ریزد ، پسماندها و آلودگی ها تولید شده  توسط صنایع غرب بندرعباس ،آلودگی های نفتی و پسماندهای تولید شده در اسکله ها ی بزرگ شهر ، دریا ، خاک و آب و هوای منطقه را آلوده کرده به طوری که بسیاری از روستا های مجاور این مراکز قابل سکونت نیستند .
متاسفانه در طول این سالها سهم مردم و محیط زیست هرمزگان از توسعه و رونق اقتصادی کشور متناسب با هزینه ها و آلودگی های تولید شده نبوده و بایستی برای رفع آنها فکری اساسی کرد . شاید امروز  بسیاری از مردم به وضوح تاثیر این آلودگی ها را حس نکنند اما تحقیقات پژوهشگران منطقه نشان از بحران زیست محیطی دارد که چنانچه کنترل نشود اثرات خود را در سالهای آتی بر سلامت شهروندان نشان خواهد داد . من در دوران تصدی استانداری تلاش زیادی برای الحاق مناطق صنعتی غرب بندرعباس به عنوان منطقه ای از شهر مصروف کردم تا از بدین طریق از محل اعتبارات این صنایع بخشی برای کمک به رفع آلودگی های زیست محیطی تخصیص داده شود که متاسفانه بدلیل عدم پاسخگویی این مراکز به نهادهای سیاسی استان این امر محقق نشد .
به عنوان مثال در حوزه دریایی با افزایش آلاینده ها ، آبزیان و ماهیان و مرجانها رو به نابودی خواهند رفت و آن زمان انجام هر اقدامی به طور حتم بیفایده خواهد بود.  بسیاری از آبزیان فلزات سنگین را در بدن خود جذب می کنند و زمانی که توسط شهروندان مصرف شوند مشکلات شدید سلامتی برایشان ایجاد خواهند کرد. فاضلابهای شهری که به دریا میریزد، مناطق حساس ساحلی از جمله مجتمعهای مرجانی، جنگلهای حرا، زیستگاههـای سـاحلی و دریایی را به تدریج نابود میکند و علاوه بر این بر منابع آب و انرژی، معابر عمومی ساحلی، و چشم اندازهای محیط و محل های اجتماعات ساحلی و محلی مردم تاثیرات مخرب دارد. برای اصلاح این موارد همین الان هم دیر شده  و صد البته رفع این مشکلات از عهده یک سازمان دولتی خارج است . می بایست در قالب یک برنامه منسجم در سه سطح هماهنگی ها و رایزنی های ملی ، تشکیل کمیته ها ی منطقه ای و استفاده از ظرفیت مشارکت مردم و نهادهای مردمی هر چه زودتر کار را شروع کنیم . مشارکت مردم و نهادهای غیر دولتی مهمترین حلقه زنجیره است چرا که هیچ پروژه و برنامه اصلاحی وسیعی بدون مشارکت مردم و بدون آموزش های مدون شهروندان امکان پذیر نیست .

۲- جناب آقای هاشمی عقیده شما در خصوص اختلافات مذهبی میان اهل سنت و تشیع چیست؟

این اختلافاتی که امروزه  در میان امت مسلمان  ایجاد شده مصنوعی است و اصیل نیست. هر فرد ایرانی بایستی به تمام مذاهب و ادیان مذکور در قانون اساسی احترام بگذارد. ما مسلمانان به واسطه تحریکات دشمنان گاه مسیر را اشتباه می رویم. دین اسلام دین رحمت للعالمین است و رسول گرامی اسلام برای مکارم اخلاق مبعوث شدند. ما بایستی بر سبیل آیه شریفه  رحما بینهم رفتار کنیم و به واسطه ایجاد انس و رافت میان مسلمانان دژ محکمی شویم در مقابل دشمنان. امروز اخبار کشتار مسلمانان بدست یکدیگر نقل مجلس دشمنان شده و دل هر مومنی را بدرد می آورد. به بهانه کسب رضای خدا بروی هم شمشیر می کشیم و دشمنان نیز این اختلافات را تشدید میکنند و از دور نظاره گر ما هستند.
ما می بایست تغییر را از خودمان شروع کنیم و بر پایه احترام متقابل همدیگر را تحمل کنیم. به لطف خدا در کشور ما همه گرایشات دینی و مذهبی از سواد سیاسی و شهروندی بالایی برخوردارند و اینگونه اختلافات وجود ندارد.حتی مقام معظم رهبری در همین خصوص توهین به خلفا و بزرگان اهل سنت را حرام و خیانت دانسته اند و علمای اهل سنت نیز به همین ترتیب. بویژه در استان ما این همدلی و وحدت و احترام متقابل در بالاترین سطحش وجود دارد بگونه ای که جوانان ما از گرایشهای مذهبی متفاوت زندگی مشترک تشکیل میدهند. این مهم البته بدلیل هوشمندی علمای اهل سنت و تشیع،زحمات مسولین و درک بالای مردم است. در استان ما شهروندان بجای تاکید بر اختلافات عقیده و سلایق، اشتراکات فرهنگی ملی، منطقه ای و محلی را مبنای تعاملات خود قرار می دهند. درگیری های مذهبی در استان ما نه تنها محلی از اعراب ندارد که حتی وحدت شهروندان ما و الگوی احترام متقابل شهروندی در بین هرمزگانیها، می تواند مدلی برای رفع اختلاف و کشف اشتراکات برخی گروهها در سطح کشور باشد. و بدون اغراق این ظرفیت را داریم که الگویی برای سایر کشورها نیز باشیم.

۳- شما در زمان تصدی استانداری با مدیرانی از گرایشهای سیاسی متفاوت کار کرده اید ، تحلیل شما از صف بندی های سیاسی کشور بویژه دو گروه اصلی اصلاح طلبان و اصولگرایان چیست ؟

من همواره در مسائل منطقه ای و مدیریت اجرایی خودم بخاطر نیاز استان به همگرایی ، تعهد و تخصص را ملاک قرار داده ام و  تمام تلاش خود را کردم که بدون صف بندی سیاسی و بنا به شایستگی انتصابات حوزه خود را انجام دهم . اما از جنبه نظری دیدگاه سیاسى ام در خصوص تعریف اصلاح طلبی و اصول گرایی در چارچوب تعریف مقام معظم رهبرى می گنجد که میفرمایند:  اصلاحات اصو لگرایانه و اصولگرایى مصلحانه درهم تنیده هستند، معیار اصول گرایی و اصلاحات، قانون اساسى و رهبری هستند. اساسا انقلاب ما بر مبنای اصلاح امور و ساختارها شکل گرفت . اصلاحات باید ضابطه مند و مبتنى بر ارزش ها و معیارهاى اسلامى ایرانى باشد. تصحیح روش ها، هدف هاى مرحله اى و تصمیم گیری ها جزو اصلاحات ضرورى هستند و اصلاحات حقیقى به هرس کردن درخت می ماند نه ریشه زدن آن . اصولگرایی هم آنجا که ادعا باشد و پوششی برای دستیابی به منافع شخصی و ایجاد انحراف خب نامطلوب است. باید یادآوری کنم که اصطکاک من و پایداری ام بر سر حفظ حقوق مردم هرمزگان با یک دولت تقریبا اصولگرا بود . من اعتقاد دارم که برای حرکت ، پیشرفت و آبادانی باید بر اشتراکاتمان تاکید کنیم و در سطح منطقه ای همواره رویکرد من همین بوده است . هرکس و هر جریانى که به مبانى انقلاب علاقه مند و پاى بند باشد هر نامى که داشته باشد محترم است و من اصولگرایى و اصلاح طلبى را با این تعریف حضرت آقا کاملاً قبول دارم .

۴- بخشی از تصویر شما در ذهن شهروندان هرمزگان، فردی است که تاکید زیاد بر تقدم مردم بومی هرمزگان دارد ، آیا این با سیاستهای ملی در تقابل نیست ؟

خاطرات کودکی ما پر است از ایثار و تلاش معلمان و بزرگوارنی که متولد هرمزگان نبودند اما خدمات زیادی به مردم هرمزگان ارائه کردند . ترجیح می دهم بر دو واژه بومی و غیر بومی تاکید نکنم و بجای عبارت ” بومی هرمزگان” بهتر است “شهروند هرمزگان” و” ساکن هرمزگان” را بکار ببریم . هر کس که از شهر و خانواده و دلبستگی های خود ببرد و برای خدمت به مرد هرمزگان بیاید باید دستش را هم بوسید . من اعتقاد دارم که در توزیع فرصت های شغلی ، اقتصادی و فرهنگی باید اولویت با ساکنان هرمزگان باشد . منظورم صرفا افرادی نیست که متولد این استان هستند ، بلکه من همه شهروندان هرمزگان از هر قومیتی را در این دایره قرار میدهم . نیمی از جمعیت شهر بزرگی مثل بندرعباس قومیت غیر هرمزگانی دارند و من آنها را نیز در دایره هرمزگانی ها قرار می دهم ، کسانی که سالهاست خانواده شان در این استان زندگی کرده اند و اینقدر دلبستگی به این استان دارند که لهجه های هرمزگانی را از  بسیاری متولدین هرمزگان هم بهتر حرف می زنند. می گویم وقتی برای شغلی، کلی جوان متخصص و تحصیلکرده در استان داریم، اولویت استخدام بایستی با این جوانان باشد . اعتقاد دارم تصویر غلو آمیزی از رویکرد من ارائه شده است . اصرار من بر بکارگیری نیروی انسانی هرمزگانی در مشاغل استان ،از روی تعصب و غرض نیست و ریشه علمی دارد،  بکارگیری نیروهای متخصص با رعایت اولویت وابستگی جغرافیایی یکی از عوامل فرهنگی و اجتماعی موثر در بهره وری نیروی انسانی است . بخصوص امروزه که جوانان هرمزگانی – باز تاکید میکنم همه هرمزگانیها از هر قومیتی – در بسیاری از زمینه ها تحصیلات عالی و تخصص کسب کرده اند رعایت این رویکرد نه تنها بهره وری را افزایش خواهد داد که از هزینه های پرسنلی نیز کم میکند و در راستای سیاستهای ملی اقتصاد مقاومتی است .

۵- یکی از مطالبات مردم هرمزگان عدالت در توزیع فرصت های شغلی بوده است ، درخواستی که حتی در دوران تصدی استانداری هرمزگان توسط شما نیز یکی از چالش های بزرگ اشتغال بود، تجربه شما چه راه حلی را پیشنهاد می کند ؟

عدم توزیع عادلانه فرصت های شغلی بدلیل تعدد سازمانهای استخدام کننده ، و نبود سازو کارهای متمرکز در بکارگیری نیروی انسانی و استفاده از روش های سنتی گزینش نیروی انسانی است . روش هایی که هم زمان و هزینه ی بیشتری ایجاد می کنند و هم به لحاظ روانی از میزان امید و نشاط اجتماعی میکاهند .پیشنهاد من راه اندازی یک سامانه و بانک اطلاعات متمرکز است که همه جوانان بیکار استان در آن اطلاعات خود را ثبت کنند. می توان شاخصهایی را برای این سامانه تعریف کرد تا افراد را براساس تحصیلات، تخصص، سن، شرایط خانوادگی، زمان اقامت در استان هرمزگان، تعداد سالهای بیکاری و … طبقه بندی و امتیاز دهی کند . چنین سامانه ای هم شفافیت را بالا می برد ، هم امکان استفاده از رانت را کم میکند و هم هزینه های ثبت نام کنندگان و دولت را کاهش می دهد، چرا که با وجود شاخصهای ارزیابی ، دیگر نیازی به برگزاری آزمون و اخذ هزینه از جوانان نیست و افراد بر اساس شاخصها و اولویت هایی که بصورت شفاف در این سامانه تعریف شده در سازمانهای دولتی و نیمه دولتی استخدام می شوند . این سامانه حتی می تواند به استخدام نیرو در بخش های خصوصی نیز یاری رساند ، تا با کمترین هزینه نیرویی را بکار بگیرند که  تخصص مرتبط داشته باشد و بهره وری بالاتری را نیز برای سازمان استخدام کننده به همراه داشته باشد. این سامانه قطعا آمار دقیق تری از افراد بیکار استان را ارائه خواهد کرد و بر اساس داده های موجود در آن می توان تحلیل کرد که کدام رشته های تحصیلی کمتر مورد نیاز استان هستند و کدام رشته های دانشگاهی و تخصص ها برای توسعه استان ضروری تر و با اولویت تر می باشند.

۶- شما نقش شهروندان را در مدیریت و توسعه استان چگونه می دانید و چه جایگاهی برای آنها متصور هستید؟

پرسش خوبی را مطرح کردید، بدون شک رشد هر نظام اجتماعی با همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی افراد آن جامعه میسر می شود . در جوامع سنتی نیاز ، مبنای مشارکت اجتماعی بود اما در جوامع شهری مشارکت اجتماعی مبتنی بر آگاهی است و البته نیازمند سازوکارهای متناسب . بنده با این تفکر که ما خود را قیم مردم بدانیم مخالفم. قیم به معنای سنتی آن مد نظرم است نه معنای حقوقی. رهنمود های مقام معظم رهبری بهترین نسخه را برای تعریف جایگاه مردم و حاکمیت ارائه میکنند، ایشان می فرمایند : امروز در کشور، رقابت مشروع و مقبول از نظر مردم و ما، فقط رقابت برای خدمت کردن به مردم است. یا در سخنانی دیگر فرموده اند : باید ترتیبی داده بشود و مکانیسمی به وجود بیاید که کارگزاران حکومتی، خودشان را به معنای حقیقی کلمه، خدام و خدمتگزاران مردم بدانند.
خب در این تعریف رهبری بوضوح مردم به عنوان ولی نعمت حاکمیت و دولت مطرح شده اند و در راس امور اجتماعی هستند .در استان ما تلاش های آگاهانه برای افزایش مشارکت اجتماعی مردم کم بوده است و این درحالی است که آمارها نشان می دهد مردم استان ما در همه صحنه های انقلاب حضور پررنگی داشته اند و حتی در کارزارهای سیاسی چون انتخابات بصورت حداکثری مشارکت میکنند. لازمه توفیق هر برنامه ای در حوزه های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، امنیتی و … مشارکت مردم است ، امری که حلقه مفقوده توسعه اجتماعی و اقتصادی در استان ماست . دانشمندان حس تعلق افراد به مکانها ، برنامه ها و مشاغل را به عنوان یک سرمایه اجتماعی مطرح میکنند . این حس تعلق با مشارکت اجتماعی رابطه ای مستقیم دارد ، به گونه ای که تقویت آن باعث افزایش مشارکت اجتماعی می شود. ما باید در هر لحظه از تصمیم گیری ، برنامه ریزی و اقدام ، مردم را در جریان امور بگذاریم . اینگونه احساس تعلق خواهند کرد و خود را از نظام و دولت جدا نمی دانند و در نتیجه مشارکتشان باعث بهره وری بالاتر و موفقیت برنامه ها خواهد شد . ما برای توسعه در همه زمینه ها به مشارکت مردم و شهروندان نیاز داریم .
تقویت سازمانهای مردم نهاد در استان ، آموزش شیوه های مشارکت به آحاد مردم ،ایجاد اعتماد اجتماعی همچون اعتماد افراد نسبت به هم ،اعتماد افراد نسبت به نهادها و دولت و بالعکس ، ایجاد امکان نقد و نقادی مدیران و برنامه های استان در دانشگاهها و توسط دانشجویان ، امکان تصمیم گیری و تصمیم سازی در امور شهری ، تقویت و توسعۀ زمینه های مشارکت اجتماعی مردم در برنامه ریزی نهادهای دولتی استان ، تشویق و حمایت از فعالیت های جمعی و گروهی جوانان در همه زمینه ها از امور ورزشی و تفریحی گرفته تا امور مذهبی و فرهنگی -هنری ، تمرکز بر آموزش گروهی به جای آموزش انفرادی و …. همه از راهکارهایی هستند که میزان مشارکت را بصورت تصاعدی بالا خواهند برد.

۷- همانطور که می دانید هرمزگان و بندرعباس چند سالی است به عنوان پایتخت موسیقی ایران مطرح شده و حتی برخی افراد به تعدد برگزاری کنسرت های موسیقی در بندرعباس تاخته اند ، نظر شما در این خصوص چیست ؟

بی شک تاثیرگذارترین اقدامات برای اصلاح و ارتقاء یک جامعه راه حل های فرهنگی است .هنر به عنوان یکی از جلوه ها و مظاهر فرهنگ در سراسر دنیا از اهمیت زیادی برخوردار است و سابقه دیرینه ملت ما در هنر اسلامی ایرانی نیز زبانزد همه است. من از هر گونه اتفاق فرهنگی که در چارچوب قانون و تحت نظارت و مجوز نهادهای مربوطه برگزار شود و موجب افزایش نشاط و مشارکت اجتماعی جوانان شود حمایت کرده و خواهم کرد . بنده در دوران تصدی مسئولیت استانداری حمایت کامل خود را از برگزاری رویدادهای فرهنگی با میزبانی نخستین جشنواره فرهنگی هنری خلیج فارس به اثبات رسانده ام.
حوزه موسیقی از چند جنبه قابل بررسی است ، اول مسئله شرعی آن است که بالطبع هر فرد به حکم تقلید از یکی از مراجع عظام رفتار و نگرش فردی خود را در این خصوص اتخاذ خواهد کرد، چنانکه مقام معظم رهبری نیز در این خصوص بیانات و احکام متععدی را مطرح کرده اند از جمله اینکه  فرموده اند : ” بکارگیرى آلات موسیقى براى نواختن موسیقى غیر لهوى، اگر براى اجراى سرودهاى انقلابى یا دینى و یا براى اجراى برنامه‏هاى فرهنگى مفید و برنامه‏هاى دیگر با غرض عقلایى مباح باشد، اشکال ندارد به شرط اینکه مستلزم مفاسد دیگرى نباشد و همچنین آموختن و یاد دادن نوازندگى براى امر فوق فى‏نفسه اشکال ندارد “.
اما از نظر حکومتی و قانونی آثار موسیقی که از صدا و سیما پخش می شوند و آثاری که مجوز وزارت فرهنگ را اخذ کرده باشند ، مجاز به توزیع و انتشار هستند . حتی در خصوص برخی آثار فرهنگی که در بین جوانان متقاضی دارد اما بدون مجوز منتشر می شوند ، پیشنهاد من این است که بجای برخوردهای پلیسی و امنیتی می بایست از ابزارها و مسیرهای فرهنگی برای کنترل و هدایت آنها استفاده کرد .
اما در خصوص استان خودمان ، واقعیت این است که مردم استان ما در زندگی روزمره با موسیقی عجین هستند و شاید با بسیاری از استانهای دیگر فضای فرهنگی متفاوتی داشته باشیم و به همین خاطر باید راه حل ها و برنامه های متناسب با استان خودمان را داشته باشیم . هر منطقه ای از کشور در یک حوزه دارای توانمندی و استعداد خاصی هستند ، برخی در ورزش کشتی ، برخی در علم ، برخی مناطق در بازار و برخی دیگر در امور مذهبی توانمندی بیشتری دارند . اما استان ما نیز در کنار نیروی انسانی متخصص در همه زمینه ها ، سرمایه های فرهنگی و هنری برجسته و ویژه ای دارد ، که مرحوم عبدالهی و آقایان رضا صادقی و سیروس کهوری و کورش زارعی و … بخشی از هنرمندان ملی هستند که از بستر فرهنگ و هنر استان برخاسته اند . به همین خاطر است که شده پایتخت موسیقی ایران ، پایتخت نشاط اسلامی – ایرانی و پایتخت استعدادهای فرهنگی ویژه، که اگر روی آنها سرمایه گذاری شود می توانند از طریق توسعه بازار فرهنگ و هنر و صدور این محصولات به کشورهای منطقه و حتی سایر نقاط جهان، فرهنگ و آرمانهای انقلاب ما را نیز همراه خود صادر کنند . البته که توسعه و سرمایه گذاری در فرهنگ و هنر با اهداف انقلاب فرهنگی ما نیز تناسب بسیار دارد

۸- شهر و شهرنشینی به عنوان یکی از نمادهای پیشرفت و توسعه مطرح است، به نظر شما مهمترین چالش شهرهای بزرگ استان ما چیست؟

مراکز شهری در استان ما و بویژه شهر بندرعباس در سالهای پس از انقلاب با سرعتی روز افزون رشد جمعیت داشتند. شهر می بایست توسعه می یافت تا پاسخگوی این رشد باشد اما متاسفانه عدم پیش بینی شتاب متناسب و ترکیب جمعیتی متنوع سبب شد، شهری همچون بندرعباس یا قشم توسعه متوازن نداشته باشد. خیابان ها، فاضلاب شهری، شبکه های توزیع آب ، برق و گاز ، فضای سبز شهری و فضاهای فرهنگی عمومی بسیار کند تر از فضاهای تجاری و مسکونی توسعه یافته اند . امروزه شهر ها دیگر با تعریف های سنتی معرفی نمی شوند و به عنوان یک ساختار ارگانیک مطرح هستند و همچون یک موجود زنده می بایست دارای حیات، اندامهایی متنوع با کارکردهای متفاوت و هویت باشد . به عقیده بنده بزرگترین چالش پیش روی شهر بندرعباس نداشتن هویت شهری منسجم است. بارزترین نمود عدم وجود هویت منسجم در شهری چون بندرعباس، در هویت بصری آشفته شهر هویداست . مبلمان شهری فاقد عنصر خلاقیت و بی هویت است، مواد ساختمانی نا متناسب با آب و هوا و محیط زیست انتخاب می شوند، نماهای ساختمان چند پاره و خشک هستند، برنامه ای برای حفظ محلات ، برنامه ای برای حفظ میراث فرهنگی ملموس و ناملموس شهر وجود ندارد و اینها در بررسی اجمالی هویت شهر و بویژه هویت فرهنگی و بصری شهر مشهود هستند .
به عقیده بنده نهادهایی چون شورای فرهنگ عمومی ، شورای شهر ، یا کمیته های مختلف مربوط به حوزه شهری در شهرداری ها می بایست برنامه ای مدون برای انسجام بخشیدن به هویت فرهنگی و بصری شهر تدوین کنند. هیچکدام از محله های شهرهای ما و یا حتی روستاهای ما برنامه ای نداشته اند که ویژگی های فرهنگی خود را در قالب سازه ها و نمادها و عناصر شهری بیرونی کنند و هویت بصری مخصوص منطقه خود را ایجاد کنند. جای خالی سازه ای که به عنوان نماد شهری مطرح باشد در شهرهای ما احساس می شود و این در حالی است که کشور های همسایه ما بسیاری از سازه های معماری منطقه ما همچون بادگیر را به نام خود ثبت می کنند . معماری دانشگاه آزاد بندرعباس و یا کتابخانه شهدا بندرعباس جزو معدود سازه هایی هستند که هویت بخش و خلاقانه طراحی شده اند . به عقیده من هر ساختمان و سازه ای که در شهر ساخته می شود باید به لحاظ بصری اثری از یک هویت مشترک شهری در آن پیدا شود . همینطور سازه تابلوهای تبلیغاتی ، همینطور ایستگاههای اتوبوس و تاکسی ، خورها ، فضای سبز ، زمینهای بازی ، ساحل شهر و همینطور مبلمان و سایر عناصر شهری باید در قالب یک برنامه جامع ساماندهی شوند.

۹- چند سالی است که توسعه دریا محور نقل محفل مدیران و مسئولین استان هرمزگان است ، به عقیده شما فرآیند توسعه بر محور دریا با چه اولویت هایی باید پیگیری شود ؟ نکند توسعه دریا محور به قیمت نابودی دریا تمام شود ؟

دریا برای کشور ما یک فرصت بزرگ برای پیشرفت و حفظ منافع ملی است، فواید دریا برای یک کشور، یک ملت، فواید راهبردی است، فواید بزرگ و کلان است. این نعمت بزرگی است که استان ما نیز از آن بهره برده و به لحاظ ظرفیت های دریایی استان ما بیشترین ظرفیت و امکان را برای توسعه با محوریت دریا دارد.  توسعه دریا محور باید از حالت یک شعار خارج شود و در برنامه های توسعه ملی و نیز برنامه های توسعه استانی مورد توجه ویژه قرار بگیرد . ما در کشورمان در سال ۱۳۸۸ انجمن توسعه دریا محور را راه انداختیم، اما آیا خبری از این انجمن و برنامه های توسعه علمی با رویکرد دریا محور وجود دارد؟ محورهایی چون حفظ محیط زیست دریا، اقتصاد گردشگری دریا، اقتصاد حمل و نقل دریایی،توسعه علوم و فنون دریایی و شیلات، توسعه زیست فناوری دریایی، توسعه فرهنگی دریایی، توسعه نیروی انسانی دریایی، تامین آب آشامیدنی از دریا و … مواردی هستند که اگر به جد و در قالب یک برنامه ملی مورد توجه قرار بگیرند نه تنها بسیاری از مشکلات زیست محیطی ، اقتصاد ، اشتغال و توسعه منطقه حل خواهد شد که اقتصاد کشور را نیز دچار تحول خواهد کرد . قطعا برای اجرایی کردن توسعه دریامحور ، اولین گام توسعه نیروی انسانی دریایی است که لازمه آن راه اندازی رشته های تحصیلی و حوزه های مهارتی مرتبط در دانشگاه ها و مراکز آموزشی استان است. محیط زیست خلیج فارس ذخیره عظیم و بی نظیری از منابع زیستی است که در زمینه های حفظ و ثبت بین المللی ، مطالعات علمی  و گردشگری دریایی می تواند مورد توجه ویژه قرار گیرد . به عنوان مثالی دیگر در ﺳﺮﺗﺎﺳﺮ ﺟﻬﺎن، ﺑﻨﺎدر ﻫﺮ ﮐﺸﻮر ﺣﮑﻢ داراﯾﯽﻫﺎی راﻫﺒﺮدی ﻣﻠﯽ را دارﻧﺪ.ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﯿﻞ ﺑﺎزار و ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن و ﻫﻤﮕﺎم ﺑﺎ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی روز، ﻣﺴﯿﺮ ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﺑﻬﺒﻮد ﺑﻨﺎدر را ﺑﭙﯿﻤﺎﯾﻨﺪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮای ﺧﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮای سایر ذﯾﻨﻔﻌﺎن ﻧﯿﺰ در ﺑﺎزار رﻗﺎﺑﺘﯽ ﺟﻬﺎﻧﯽ منافعی را  ﻓﺮاﻫﻢ خواهند آورﻧﺪ، ﺑﻨﺎدر ﺟﺰو داراﯾﯽﻫﺎی ﻧﺎﻣﺸﻬﻮد ﻣﻠﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ که نیازمند توجه ویژه اند. در سایر کشورهای جهان بنادر از حالت سنتی و به عنوان یک بارانداز خارج شده اند و به بازار کالا تبدیل شده اند . بنادر استان ما البته در حرکت به سوی بنادر مدرن از سایر نقاط کشور جلوترند اما هنوز با بنادر کشورهای همجوار فاصله زیادی دارند. حوزه دیگری که از آن نیز غفلت شده و هنوز با مدیریت سنتی به توسعه کند خود ادامه می دهد گردشگری دریاست ، که هم ابعاد گسترده ای برای سرمایه گذاری دارد و هم از جذابیت بالایی توریستی برخوردار است. امروزه در اغلب کشورهای دنیا توجه به تورهای دریایی؛ حمل نقل دریایی ؛ ورزشها و تفریحات آبی؛ غواصی و سایر سرگرمی های مرتبط با ساحل و فراساحل در صدر برنامه های گردشگری قرار دارد . همه اینها به عقیده من ظرفیتهای عظیم مغفول مانده ایست که در صورت پیگیری و بهره برداری از آنها، نتایج باورنکردنی در زمینه تولید ارزشهای اقتصادی، امنیتی و فرهنگی به دنبال خواهد داشت.